احمد بن محمد حسينى اردكانى

348

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

[ 285 ] و بعد از آن در آب مىگذارند . و ديگر آنكه در تيزاب‌هاى تند مىاندازند تا گداخته مىشود . سوم انقلاب هواست به آب ، چنان كه در سر كوهها مشاهد مىگردد كه به واسطهء سرد شدن هوا غليظ مىگردد و ابر مىشود بدون آنكه بخارى متصاعد گردد و دفعة از آن ابر باران مىبارد و خلق بسيار اين امر را مشاهده نموده‌اند . و امام رازى را بر اين مطلب اعتراضى است و مىگويد كه اگر برودت به سبب انقلاب هوا گردد بايد كه در جميع اوقات شتاء أمطار و ثلوج متتابع باشد ، زيرا برد به ازدياد ثلوج زياد مىشود و زيادتى برد موجب زيادى أمطار است ، پس بايد كه شتاء منقطع نگردد مگر به انقطاع شتاء . و جوابش : آن است كه اسباب طبيعيّه معدّاتند و هيچ يك علّت تامّه نيستند ، و در اكثر امر از موانع و فقدان شرايط خالى نمىباشد . و مدّعى آن است كه برد از جملهء امورى است كه آن را در انقلاب مدخليّت هست ، نه آنكه در هر وقت كه برد حاصل شد انقلاب حاصل مىشود . و ديگر دليل انقلاب هوا به آب آن است كه قطرات آب بر سطح ظاهر طاسى كه مكبوب بر جمد باشد مىنشيند و نمىتوان آن را نسبت داد به آنكه از طاس ترشّح مىكند يا اجزاء مائيّه در هوا مبثوث است و بر سطح طاس نزول مىنمايد ، زيرا كه اگر ترشّح باشد آب گرم به ترشّح اولى خواهد بود ، و اگر به جذب باشد نبايد كه بر جميع جوانب إناء نشيند . چهارم انقلاب آب است به هوا ، به حرارتى كه در آن حادث گردد از شمس يا از نار ، چنان كه از آب مسخّن از نار صعود بخار مشاهد مىگردد . پنجم انقلاب هواست به نار ، چنان كه در كورهء حدّادين در صورتى كه منافذ آن مسدود باشد و إلحاح در نفخ به عمل آيد ، هواء محبوس در آن كوره مستحيل به نار مىشود ، و از اين قبيل است سمومات محرقه . ششم انقلاب نار است به هوا ، چنان كه در مصباح ، زيرا كه اگر شعلهء ناريّهء مصباح بعد از اطفاء بر ناريّت باقى ماند بايد كه به خطّ مستقيم متوجّه [ 287 ] مكان طبيعى خود گردد و آنچه در راه آن واقع است بسوزاند . « 1 »

--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية الأثيرية ، ص 159 - 160 .